بعد از مرگم به گورم بيا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کني زيرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بريزي زيرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ريخت هرگاه شمعي را در حال سوختن ديدي مرا به ياد آور هرگاه ترانه غم انگيزي شنيدي آنرا به ياد من زمزمه کن زيرا من هر کجا که باشم به ياد تو خواهم بود.
پس از مرگم چه خواهد شد!؟؟
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولي بسيارمشتاقم
که از خاک گلويم سوتکي سازد
گلويم سوتکي باشد
بدست کودکي گستاخ وبازي گوش
واو
يکريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند درمن
سکوت مرگبارم را
ترس...
ترسم از روز سياهيست که بيائي!
و چه سود که رفته باشم و بداني ! که چه دير آمده اي.
وصيتنامه...
اگر روزي مردم تابوتم را سياه کنيد! تا همه بدانند سياه بخت بودم.
به روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا بجاي معشوقه ام برام گريه کند
و اخر دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم.
دنياي خاطره:
دنياي خاطره از پشت پرد? خيال ميگذرد وچقدر زيباست روزهاي کودکي! و گذر است عروسکي! پا به دنياي بزرگترها گذاشتيم و گذشيم از اين دنياي دوچرخه وعروسک و بادبادکها.
زير بار عشق قامت راست کردن ساده نيست
موجها بار گراني بر دوش دريا مي کشند
پلک گشودي و من تاب و توان يافتم
گم شده بودم ولي،نام و نشان يافتم
<...................................................................................................>
غافل نگشته ام دمي از گفتگوي تو
هردم کشد مرا دل ديوانه سوي تو
<..........................................................................................................>
هنوز گردش چشمي نبرده از هوشت
که ياد خويش هم از دل شود فراموشت
<-PostContent->
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> موضوع <-PostCategory-> | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام دوستان:
امیدوارم به وسيلهي اين وبلاگ اوقات خوبي را براي شما دوستان عزيز فراهم كرده باشم.
با نظرات خود ميتوانيد مرا در بهتر كردن اين موبلاگ و مطالبش ياري كنيد
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
Oneline users :